روز بزرگداشت عمر خیام و روز پاسداشت زبان فارسی

وقتی با شعر عطار انس گرفتیم، می بینیم که در آن سوی بعضی ناهماهنگی ها، چه منظومه منسجمی از احساس و اندیشه موج می زند… این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می گذرد سال روز بزرگداشت […]

فرزندخواندگی

بچه های خانه کرمانیان منتظر نگاه مهربان شما هستند… آنها را تنها نگذاریم…

15می برابر با روز خانواده

پیامبر(ص) می فرمایند: خدمت به خانواده، كفاره گناهان كبيره و خاموش كننده خشم خداوند و مهريه حورالعين و زياد كننده حسنات و درجات است.

دختران اوتیسم نمی توانند حجاب را حفظ کنند

انجمن اوتیسم: دختران اوتیسم نمی توانند حجاب را حفظ کنند مدیرعامل انجمن اوتیسم: ▫جثه های این دختران طبیعی است اما نمی توانند پوشش لازم را حفظ کنند. دختران دارای اوتیسم نمی توانند روسری را روی سر خود نگه دارند چون این مسئله پوست سر آنها را آزار می دهد و پلیس باید مطلع باشد که […]

حاشیه نشین ( بخش اول )

حاشیه نشین من یک نوجوان ۱۵ ساله هستم، پدر و خواهرسه ساله ام بر اثر یک حادثه فوت شدند و من فقط ۸ سال داشتم و متاسفانه تنها ماندم و نه دیگر همبازی دارم و نه می توانم از عاطفه پدری بهره ببرم. من با مادرم زندگی می کنم، مادرم برای گذران زندگیمان به عنوان […]

حاشیه نشین

حاشیه نشین من یک نوجوان ۱۵ ساله هستم، پدر و خواهرسه ساله ام بر اثر یک حادثه فوت شدند و من فقط ۸ سال داشتم و متاسفانه تنها ماندم و نه دیگر همبازی دارم و نه می توانم از عاطفه پدری بهره ببرم. من با مادرم زندگی می کنم، مادرم برای گذران زندگیمان به عنوان […]

بازديد نماينده سازمان برنامه و بودجه

بازديد جانب آقاى مهندس سيامک رسائي نماينده سازمان برنامه و بودجه در بهزيستى کشور وجناب آقاى دکتر نفريه مدير کل محترم دفتر امور کودکان ونوجوانان سازمان بهزيستى کشور و هيأت همراه ومعاونت محترم امور اجتماعى جناب اقا بلندى و کارشناسان واحد امور اجتماعى سازمان بهزيستى استان کرمان از خانه نوباوگان ومهدکرمانيان در تاريخ 1395/9/30

پنج قانون خوشبختی

پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید؟ 1. قلبتان را از نفرت پاک کنید. 2. ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید.  3. ساده زندگی کنید. 4. بیشتر ببخشید. 5. کمتر توقع داشته باشید.

پشت مادرش پنهان شده بود …

پشت مادرش پنهان شده بود وهرچه تلاش می کردیم با او حرف بزنیم بیشتر پنهان می شد…… (برایم جوجه هایی تداعی شد که پشت مادرشان راه می افتند ، هرجا که می رود آنها هم می روند وهر موقع از چیزی یا کسی می ترسند پشت او پنهان می شوند)حقیقتا” جوجه ی کوچکی بود وپنهان […]