خانه وروجکها

گاه والدین برای خرید کفش کودک، ساعتها وقت می گذارند. اما وقتی از آنها می خواهیم زمانی را برای ارتباط با کودک اختصاص دهند، شکایت از نداشتن زمان می کنند! نداشتن زمان، توجیهی بیش نیست لطفا خودمان را گول نزنیم. ممنون از تمامی عزیزانی که با وقت گذاشتن بین بچه های محروم از محبت پدر […]

روز داوطلب

شخصی که با میل انگیزه برای ارائه خدمت به همنوعان خود بدون هیچ گونه دستمزد یا چشم داشتی اعلام آماگی می کند، داوطلب نام دارد. این افراد اشخاصی مهربان، پرکار، فعال، خلاق و بشردوست هستند، سرمایه های اصلی یک خیریه می باشند. چرا که فقط به خاطر عشق و انسانیت و انجام مسئولیت اجتماعی خود […]

کسب مقام دوم در رشته بوچی

برگزاری اولین مسابقات قهرمانی استان، کودکان با توانایی خاص با حضور ریاست محترم اداره بهزیستی استان کرمان جناب آقای دکتر صادق زاده در باشگاه استانداری استان کرماندر مورخه 1398/09/11 برگزار گردید. و طی این مسابقات که در رشته های دو و میدانی، بوچیا، گوی رانی، پرتاب وزنه، شطرنج و فوتسال کودکان با توانایی خاص، به […]

مهدکودک کرمانیان

گروه سنی 2 تا 5 سال بخاطر شکل گیری شخصیتشان از اهمیت فراوانی برخوردارند اعتماد به نفس و استقلال کودکان در این دوران شکل می گیرد بدن کودکان انعطاف پذیر تر شده و برای بازی و فعالیت آماده می شوند. رشد ذهنی آنها در حال کامل شدن است و قدرت تخیل و تجسم کودکان بیشتر […]

اینجا زندگی جریان دارد…

سلام اینجا آسمان ابری ست زمین خیس است درخت نفس میکشد خدا انسان را نوازش میکند وانسان می خندد زندگی جریان می یابد…

بیمارستان خرس عروسکی

مهربونی قشنگه ولی بی دلیل مهربون بودن قشنگتره بچه ها دعوت بیمارستان خرس عروسکی بودند. اونا دیر رسیدن اما بودن آدمای مهربونی که وقت گذاشتن و با تمام سعی کاری کردن به تک تک بچه های خانه کرمانیان خوش بگذره امیدواریم همیشه موفق باشید آقا و خانم دکترای بیمارستان خرس عروسکی مرکز فایتون کرمان- بیمارستان […]

جشن تولد برای بچه های که تاریخ تولد ندارند

هنوزم هستند آدمای مهربونی که شادیاشون رو تقسیم می کنند…. خیلیا از بچه ها که در مراکز نگهداری هستند به دلایل زیادی فاقد شناسنامه هستند. امروز تولد اونایی بود که هستند اما شناسنامه ندارن مهربانانی که شادی آور بودن و این جشن رو به پا کردند با پیشنهاد روان شناس خانه کرمانیان اولویت رو برای […]

خدا و کودکان

بچه که بودم ؛ آنقدر از خدا می ترسیدم ، که بعد از هربار شیطنت ، کابوس می دیدم … من حتی ناراحت می شدم که می گفتند خدا همه جا هست ! با خودم می گفتم : ” یک نفر چطور می تواند تمام جاهای دنیا کشیک بدهد و تا کسی کارهایِ بدی کرد […]